Ellipsis ...

حذفش کردم... دوباره ساختمش...

 

 

 

"...شب باید سیاه باشد...سیاهِ سیاه. هما را نشانده ام توی ماشین ...صدایش از باند ها می زند بیرون

آتش هم شعور دارد بااوج و فرود صدا بالا و پایین می رود. سرد هم که هست. راضیم از همگی.

نه دردی هست نه سر گیجه ای ..."

این را نوشته بعد دیگر افتاده یک مقدار جان کنده و مرده...تا صبح طول کشیده به هر حال.

 

   + spa - ; ٧:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٢٩
comment نظرات ()

 

...

   + spa - ; ٦:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
comment نظرات ()

 


We said yes

And then we confessed

The crimes and the guiltiness

Which we desired to commit

And you asked distressed

-       Really?

And we said yes

We signed what we confessed

And you stamped the sentence

We were sentenced

To death

O'yes...

 

   + spa - ; ٤:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٢۳
comment نظرات ()

 

 

بخشی از سوگندنامه ی کلوپ عقده ای ها

امیدوارم در آینده که تبدیل به یک عقده ای شدم، به زیبایی انتقام این روزهایم را از انسان های دور و برم بگیرم.

امضا: عضو جدیدالورود

 

   + spa - ; ۸:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٢٠
comment نظرات ()

 

دو کیلو و بیست و یک گرم زغال گر گرفته توی روحم است که سنگین و سست و خسته راه می روم. پشت همه ی فشردگی های گلو که نمی گذارم بیاید توی صورت و اشک شود، دندان قروچه ای درست شده و فک ها محکم به هم فشرده شده اند. این نه برای آن چند لحظه ایست که طبیعی است و گویا خشم نام دارد.این برای چندین روز است. و خوب نیست. و غریزی است و غریزه از فطرت است و فطرت هم دست من نیست. گویا فطرت آدمی خون که ببیند، از حال طبیعی می زند بیرون، می شود همین گ*ی که وصفش رفت...چیزی آن طرف خشم.

 

   + spa - ; ٩:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٩
comment نظرات ()

 

   + spa - ; ۸:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٩
comment نظرات ()

 

 

پنج تا رعد بعد هم زیر آفتاب خسته ی زمستان باران بزند...

وقتی ناتور آدم بزند بالا با رومانتیسمش قاطی شود و به هر دری بزند که از لای این همه سمبل های قابل درک یک چیزی بکشد بیرون...یک چیزی تو مایه ها ی "درست می شود همه چیز..."

باران بند بیاید و آدم بماند و خودش و یک چیزی تو مایه های "درست؟ نمی فهمم یعنی چی!"

اگر معلم بداخلاق و خشنم که همه حساب می بردیم ازش ،یک بار دیگر می بردم پای تخته و با آن نگاه وحشتناکش شروع می کرد سینونیم پرسیدن از من و می رسید به "right"

از حربه ی "not wrong" استفاده می کردم یا اینکه بلد بودم ردیف کنم:

"Honest, honorable, just, fair, virtuous, proper"

  به فرض که بلد بودم و ردیف هم می کردم... وقتی در جواب سوالش:" Define them! " مثل خر می ماندم توی گِل، باز هم جنی می شد داد بزند سرم و پرتم کند بیرون ؟

وقتی صدای خش دار و نگاه سنگین معلمم یادم می آید که می گفت : "else?"

و سکوت...سکوت...سکوت...

وقتی صدایش را می برد بالاتر و دیگر همه شروع می کردند به لرزیدن و ناخن جویدن و کسی که پای تخته ایستاده بودم هم...

وقتی می گفت:

"OUT: O, U, T... "

وقتی پشت بندش داد می زد:

"گمشو بیرون نکبت!"

***

 

یک چیزی دستم آمده...

این تئوری "not wrong "خطریست. یک چیزیست تو مایه های

 "don't know what the f...but just not wrong"

وقتی "not wrong"ش برداشته شود می ماند یک چیزی تو مایه های

"don't know what the f!  "

 

 

 

   + spa - ; ۳:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٥
comment نظرات ()

 

پشت هم موج بلا میشکنه و جلو میاد

وای بر ما که رو آب مثل حبابیم.مگه نه؟

   + spa - ; ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٤
comment نظرات ()