Ellipsis ...

حذفش کردم... دوباره ساختمش...

همه اش تقصیر کلم بروکلی بود

همه اش تقصیر کلم بروکلی بود

 

 

 

رفته بودم دو کیلو سیب زمینی بگیرم با یک کیلو پیاز و اگر تهش چیزی ماند گوجه ای و تخم مرغی که بشود غذای یک هفته ام. یک روز سیب زمینی آب پز، یک روز تخم مرغ آب پز، یک روز املت، یک روز نان و پنیر و گوجه، یک روز نیمرو، یک روز کوکو سیب زمینی ، یک روز هم سیب زمینی و تخم مرغ آب پز با گوجه پنیر...

داشتم سیب زمینی را ورانداز می کردم و چشمی وزن هر کدام را حدس می زدم که آمدی رفتی جلوتر قسمت سبزیجات. دو سه تا کلم بروکلی برداشتی ، پشت بندش هم هویج فرنگی بعد هم تره فرنگی و سر آخر هم آمدی طرف من و از پیاز و سیب زمینی هم فرنگی هایش را دست چین کردی و رفتی طرف میوه ها. دلم می خواست بیایم دنبالت ببینم از میوه ها کدامشان را بر می داری اما راهت را کج کردی و برگشتی سمت همین جایی که من ایستاده بودم. داشتی می آمدی و یک مقدار صورتت گرفته بود و رنگت هم پریده. تقریبا نزدیک من شده بودی که یکباره سکندری خوردی و افتادی...درست همان جایی که من بودم. خوب چه می کردم؟ جاخالی می دادم؟ کمِ کمش سرت می شکست. گرفتمت. سست بودی. انگار تمام بدنت بی حس شده باشد و هیچ توانی برای نگه داشتن خودت نداشته باشی. چند خانم که آمده بودند خرید ما را دیدند و خاک بر سرشان کردند و آمدند و تو را از من گرفتند. صبر کردم ببینم حالت چطور می شود. دیدم وضعت خیلی خراب است و حتی دیگر زبانت هم نمی چرخد که جواب سوال خانم ها را بدهی، اینگه فشارت افتاده؟ حامله ای؟ یا چه مرضی داری؟

بالاخره جمع به این نتیجه رسید که باید آمبولانس بیاید. آمدند  و تو را انداختند روی برانکارد و بردندت توی ماشین. همه جوری نگاهم می کردند که حالا که بغل من غش کرده ای باید تا آخر ماجرا باشم و همراهت بیایم. کیسه سیب زمینی و پیاز را گذاشتم روی بار و پریدم بالا. دکتر هی فشارت را می گرفت و هی می گفت احیا و یک و دو و سه و تو عین خیالت نبود. رسیدیم بیمارستان که تو مردی و بردندت تا صاحبت پیدا شود. من را هم ول کردند آمدم بیرون. همه اش تقصیر کلم بروکلی بود، وگرنه زودتر از غش تو می رفتم سیب زمینی پیاز خودم را حساب می کردم، تو هم می رفتی بغل یکی بدبخت تر از من غشت را می کردی، این مرضت را هم به همان بدبخت می  دادی جای من.

رویم نمی شود آخر! بروم بگویم سرگیجه مزمن گرفته ام، بگویند چطور؟ بگویم از تو گرفته ام که ناغافل غش کردی رویم؟

امروز آشپز تلویزیون می گفت سوپش بیشتر از آنکه غذا باشد داروست. توی گیج و منگی دیدم چطور درستش کرد یاد گرفتم. چیز زیادی هم لازم ندارد، کلم بروکلی ، هویج فرنگی، تره فرنگی ، سیب زمینی و پیاز...

 

 

 

   + spa - ; ٩:٥٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢۱
comment نظرات ()

 

 

Hating sun, hating days

Cold and calm

Creeping among

Sleeping in days, living at nights

Oceanic life: calm surface, a tornado inside.

 

 

   + spa - ; ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱٥
comment نظرات ()