Ellipsis ...

حذفش کردم... دوباره ساختمش...

 

دختربچه ای که می رفت طبقه ی سوم تنهایی بازی می کرد. هیچ دوستی نداشت. اصلا بلد نبود با کسی دوست بشود. همه ی عمرش آن هایی که بلد بودند دوست بشوند، آمدند دستش را گرفتند و بعد هم یک روزی رفتند. رفتند. می روند. خواهند رفت. آن دختربچه یک اخلاقی هم داشت. می رفت طبقه ی سوم تنهایی بازی می کرد تا کسی تنهاییش را نبیند. همانم هنوز.

   + spa - ; ٧:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/۱٧
comment نظرات ()