Ellipsis ...

حذفش کردم... دوباره ساختمش...

 

کاش می شد عاقبت تمام آفریننده های عاشقانه ها را فهمید.
با سوختنشان جهان گرم شد. جاودانه شدند.
اما عشق؟ ذاتش گم است. سرگشته است. سامان نمی پذیرد.
یک خاصیت دیگر هم دارد. به سرگشتگی وفادار است. فنا می شود.
عشق چیزی ست که فرق میان فرشته و آدم است.
توی قصه ها، فرشته ها عاشق که می شوند، آدم می شوند.
 شاید جاودانگی موجودات این است که آتش بگیرند و جهان را روشن کنند. این که می سوزند و نیست می شوند یا خاموش و سرد در دنیا باقی می مانند، دیگر مهم نیست.
توی قصه ها فرشته ی سرگشته ندیده ام.( اگر بخواهم آن فرشته را که از جنس آتش است، نادیده بگیرم.)
توی زندگی این روزهایم فرشته ی سرگشته ای را مدام می بینم. از ترس آدم شدن به خودش پیچید و نسوخت و سرگشته شد.

   + spa - ; ۱:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٢/۳
comment نظرات ()