Ellipsis ...

حذفش کردم... دوباره ساختمش...

 

بدبختم ؟!

 

وقتی خانم مجری می گفت آفرین که رفتی بعدازظهر خوابیدی و الان سرحالی ، سرخورده و خسته زل می زدم بهش که چرا می زند توی سرم خستگی ام را.

حالا تو می روی شب زود می خوابی که وقتی فردا بیدار شدی سرحال باشی! اصلا بعداز ظهرها می خوابی که سرحال باشی.

 توی خیابان، روح حاضر خانم مجری بالای سرمان پرواز می کند که آفرین به همگی شما که بعدازظهر خوابیده اید و سر حالید. خودم  دستم می آید که باید احساس سرخوردگی کنم که زشت و بی حال و خسته ام هی.

روز که تمام شود روح خانم مجری می گوید آفرین که شب زود می خوابید تا فردا به موقع بیدار شوید.

با خودم فکر می کنم آنهایی که بعدازظهر خوابیده اند و  شب هم زود خو ابیده اند الان خوشبختند...خیلی خوشبخت.

بعد از مرگ هم مواخذه می شوم که چرا به موقع نمرده ام که الان سرحال باشم.

 

 

   + spa - ; ٤:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/٦
comment نظرات ()