Ellipsis ...

حذفش کردم... دوباره ساختمش...

 

 

پنج تا رعد بعد هم زیر آفتاب خسته ی زمستان باران بزند...

وقتی ناتور آدم بزند بالا با رومانتیسمش قاطی شود و به هر دری بزند که از لای این همه سمبل های قابل درک یک چیزی بکشد بیرون...یک چیزی تو مایه ها ی "درست می شود همه چیز..."

باران بند بیاید و آدم بماند و خودش و یک چیزی تو مایه های "درست؟ نمی فهمم یعنی چی!"

اگر معلم بداخلاق و خشنم که همه حساب می بردیم ازش ،یک بار دیگر می بردم پای تخته و با آن نگاه وحشتناکش شروع می کرد سینونیم پرسیدن از من و می رسید به "right"

از حربه ی "not wrong" استفاده می کردم یا اینکه بلد بودم ردیف کنم:

"Honest, honorable, just, fair, virtuous, proper"

  به فرض که بلد بودم و ردیف هم می کردم... وقتی در جواب سوالش:" Define them! " مثل خر می ماندم توی گِل، باز هم جنی می شد داد بزند سرم و پرتم کند بیرون ؟

وقتی صدای خش دار و نگاه سنگین معلمم یادم می آید که می گفت : "else?"

و سکوت...سکوت...سکوت...

وقتی صدایش را می برد بالاتر و دیگر همه شروع می کردند به لرزیدن و ناخن جویدن و کسی که پای تخته ایستاده بودم هم...

وقتی می گفت:

"OUT: O, U, T... "

وقتی پشت بندش داد می زد:

"گمشو بیرون نکبت!"

***

 

یک چیزی دستم آمده...

این تئوری "not wrong "خطریست. یک چیزیست تو مایه های

 "don't know what the f...but just not wrong"

وقتی "not wrong"ش برداشته شود می ماند یک چیزی تو مایه های

"don't know what the f!  "

 

 

 

   + spa - ; ۳:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٥
comment نظرات ()