Ellipsis ...

حذفش کردم... دوباره ساختمش...

 

دست در جیب، رفته ام گوشه ای تکیه داده ام به دیوار محوطه ی زندگی. آدم ها برای خودشان می روند می آیند، می خورند، توی سر و کله ی هم می زنند، دست در گردن هم دوستانه راه می روند هرهر می خندند،دنبال هم می دوند و به قصد کشت همدیگر را می زنند، خدا هم پشت بلندگو تذکراتش را می دهد و من هم همان... دست در جیب، رفته ام گوشه ای تکیه داده ام به دیوار محوطه ی زندگی.

 

   + spa - ; ۸:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱
comment نظرات ()