Ellipsis ...

حذفش کردم... دوباره ساختمش...

 

 

که در آفرینش ز یک گوهرند

یا

اجازه بدید هنوز چند قرنی نگذشته است...

 

یکدیگرند:

انسان یک جا چشم انسان دیگر است، یک جایی آن یکی گوش این است، یک جایی آن یکی پای این دوتاست و جایی همه ی اینها دست یکی دیگر  و جایی دیگری مغز همه ی اینها و جایی خون عده ای برای دیگری و خلاصه به فراخور موقعیت  و هدف ،تغییر کاربری می دهند و این امر از بنی آدم هیچ بعید نبوده و شدنیست.

از صدور مجوز جهت تعدد کاربری می توان دریافت که بنی آدم به هر حال یک عضوش می لنگد و این است که دوستان باید به یاری هم بشتابند و عضو یکدیگر شوند. اما زینهاری در مصرع بعد وارد شده که به هر حال همگی تان مثل هم هستید...نترسید... نترسید...و وجود ابر بنی آدم  ِ بی نیاز به عضو کمکی نفی می شود: محنتی دارند همگی به هر حال.

 می توان گفت زینهار بیت آخر به نوعی عاطفی اخلاقی بوده سعی در بیدار کردن بخش معنوی بنی آدم دارد...چیزی شبیه :"آدمی تو؟سنگدل؟" ِآغشته به بغض و اشک خودمان.

 

یک پیکرند:

در اینجا پیکر به مثابه مجموعه ی مادر و بنی آدم به عنوان زیرمجموعه تلقی می شود. این بدان معنیست که بنی آدم با و بدون به کارگیری همه ی اعضای خود در شرایط نرمال یا ایده آل و  یا اصلا ابر بنی آدم ! همگی زیر مجموعه ی چیزی به عنوان پیکر هستند. کسی از بنی ادم نمی تواند انتظار داشته باشد که جایی چشم و گوش بنی آدم دیگر شود چرا که عضو پیکر بودن هدف اصلی ست و باید اعضای  خود را در راه و راستای پیکر خرج کند.

این که پیکر چیست مربوط به سری مفاهیم سمبلیکی می شود که بعضا از فرط پیچیدگی به پوچی گراییده و واکاوی پیش از حد آن خطرآفرین است. اما خلاصه اش می شود لغت بین المللی-سمبلیک "بالا".

زینهار بیت آخر نیز در راستای مفهوم سمبلیک پیکر اورده شده : نادیده گرفتن محنت سایرین یعنی نادیده گرفتن محنت پیکر و در نتیجه خروج از سیاست های پیکر و ساقط شدن از آدم بودن...و بودن.

***

نتیجه : یکدیگرند جناب!...شعور مایید...اختیار دارید...

 

   + spa - ; ٦:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٤/٢
comment نظرات ()