Ellipsis ...

حذفش کردم... دوباره ساختمش...

 

چراغ مطالعه ی جان را گذاشته ام بالای سرم برای خواندن و نوشتن های شبانه .مدتی نورش مدام ضعیف و قوی می شد و خرخر می کرد. سفیهانه نگاهش می کردم که :"خو؟ چد هس حالا؟!" بعد از مدتی درست می شد خود به خود.

یک شب کلیدش را زدم و قاطعانه روشن نشد.  بی خیالِ خواندن خاموشش کردم و خوابیدم. نیمه های شب که بیدار شدم نور زرد ملایمش روی صورتم بود. گویا دوست شده با من.

 

   + spa - ; ۸:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٧/٢۸
comment نظرات ()