"...شب باید سیاه باشد...سیاهِ سیاه. هما را نشانده ام توی ماشین ...صدایش از باند ها می زند بیرون

آتش هم شعور دارد بااوج و فرود صدا بالا و پایین می رود. سرد هم که هست. راضیم از همگی.

نه دردی هست نه سر گیجه ای ..."

این را نوشته بعد دیگر افتاده یک مقدار جان کنده و مرده...تا صبح طول کشیده به هر حال.

 

/ 4 نظر / 4 بازدید
قربانی هوس

عاشقتم خانمی.. خوشحالم که برگشتی.

spa -

کجا بودم حالا؟

آندرلاین

منم خوشحالم !

spa -

[دلقک]خوشحالیم از خوشحالی شما دوستان