مخس

بیدار شدم. گیج خوردم. بعد متوجه رنگ آبی روی ساعدم شدم. یک خط پهن آبی رنگ که هر چه شستم نرفت. رفتم پی زندگیم. داشتم رد میشدم از خیابان که شنیدم: "اِ این که مال مش ابرامه..." سرم را برگرداندم به سمت صدا .کسی نبود. آستینم را کشیدم پایین تر و دویدم تا دور ...تا جایی که همه ی گوسفندها به قصدش می دوند.

...

+

/ 3 نظر / 8 بازدید
حضرت پیام

گوسفند مش ابرام آستین داره!؟! نهایت انتضاع بود دیگه...

حضرت پیام

بعدشم اگه تو گوسفند مش ابرامی و داری می دویی پس مش اسمال کجاست!؟! ای داد...

spa -

=)) مش اسمال و مش ابرام دعواشون شده بود داشتن با بیل همدیگه رو انتزاعی شکل می دادن مام در رفتیم دیگه...